درج شده در تاریخ ۹۰/۰۹/۲۸ ساعت 20:07 بازدید: 259 نفر
باگفتار و در قالب کلمات هرگز نمیتوان حقیقت و عشق را شرح داد یا شنوندهای را سیراب کرد. آیا شما میتوانید با شرح باران درختی را سیراب کنید؟ هر اندازه هم که هنرمند باشید باز درختان برای به گل نشستن به آب و باران واقعی نیازمندند نه کلمات...
بیایید این حقیقت بزرگ را باور کنیم که کلام را فقط کسانی به زبان میآورند یا میشنوند که نمیتوانند به سکوت گوش داده و یا در سکوت سخن بگویند.
زمانی که صدای باد و باران را میشنوی هیچ واَژهای به تو منتقل نمیشود، هیچ کلامی گفته نمیشود، اما شگفتا که درآن لحظه تو احساس پر بودن میکنی. آسمان دانشش را بیهیچ واژهای به درون تو میریزد و این راز بزرگ زندگی و یگانه زبان گفتگوست.
چنانچه با شدت تمام رازو نیاز میکنیم، ولی احساس ارتباط روحی و معنوی مطلوب نداریم، شاید وقت آن رسیده است کمتر فرستنده باشیم و بیشتر گوش دهیم. شاید خداوند منتظر فرصتی است تا با ما صحبت کند.
در هر حال آگاه باش که هر آرزویی داری و هر آنچه را که میخواهی در زندگی آینده به دست آوری، ابتدا باید به صورت احساسی عمیق در وجودت متبلور شود تا بعدا توسط کاینات و هستی پذیرفته و به واقعیت تبدیل گردد. اگر خودت را اسیر کلمات و عقل کلمه پرداز کنی ونگذاری که احساس هوایی بخورد و خودی نشان بدهد، باید بدانی که هیچ نتیجه ای عایدت نمیشود.
به قول آن صاحب دل بزرگ تنها راه توفیق و کامیابی در زندگی این است: کلمات را رها کرده و دقت کن ببین احساست چه میگوید؟! هر چه احساس میگوید همان چیزی است که در آینده منتظر توست...
بیایید با قلب خود زندگی کرده و با قلب خود بگوییم و بشنویم. محبت را بیاموزیم و دعا کنیم: قلبی که برای دوست داشتن نمیتپد، بهتر است هرگز نتپد.
سکوت صدای رسای آفرینش است
گوش بسپار به نغمه دل انگیز شکوفایی یک عشق
در لابه لای بوتههای سبز زندگی
نگاه کن!
جوانه در سکوت میروید و گل
در سکوت میشکفد...
لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید.
ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
@};-@};-@};-
@};-@};-
@};-
امتیاز 5